بسم الله الرحمن الرحیم
منبع:
کانال تلگرام @gholow2
در سال های اخیر شخصی با نام مستعار «منصور هاشمی خراسانی» سعی دارد با سوء استفاده از روایات «قیام خراسانی» خود را به عنوان «خراسانی» موعود بشناساند. این مدعی، پاره ای از استدلالات متکلّمین شیعه را گرفته و با پندارهای ناروای خود در آمیخته و در کتابی به نام «بازگشت به اسلام» نشر داده است. آن چه این شخص به آن دعوت می کند؛ مجموعه ای از عقاید التقاطی و حتی بدعت های جدید است که با اصول و فروع مذهب شیعه، در تضادّ است.
گفته می شود این شخص در حقیقت علی بابایی آریا نام دارد که مؤلف کتاب «جریان شناسی تاریخی فقه سلفی» است. آقای هادی مکارم می نویسد: «مؤلف دانشجوي الهيات مشهد بوده و اين کتاب هم پايان نامه ارشد او است. وي در دوران دانشجوئي به تدريج از مسير مستقيم منحرف شده و مدتي در بند بود و پس از آزادي از ايران خارج شد. اينک خود را با نام منصور هاشمي خراساني معرفي مي کند و به دعوي وزارت حضرت صاحب الامر، هواداراني پيرامون او و افکارش جمع شده اند. معروفترين اثرش که مانيفست او هم به شمار مي آيد کتاب بازگشت به اسلام است.»
امیرالمؤمنین ع فرمود: «مَا اخْتَلَفَتْ دَعْوَتَانِ إِلَّا كَانَتْ إِحْدَاهُمَا ضَلَالَةً.» (نهج البلاغة؛ نشر الهجرة؛ ص502)
«دو دعوت با هم اختلاف ندارند؛ مگر آن که یکی از آن دو گمراهی است.»
امام باقر ع فرمود: «مَنْ رَفَعَ رَايَةَ ضَلَالَةٍ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ.» (الكافي؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ج 8؛ ص297)
«هر که پرچم گمراهی برافرازد؛ طاغوت است.»
بنا بر شواهد بسیار دعوت این شخص مغایر و مخالف با دعوت امامان شیعه است؛ و چون این شخص پرچم گمراهی برافراشته؛ و در روزهای اخیر دیگر بار شاهد تبلیغات پیروان او هستم، لازم است در مورد او روشنگری شود.
در ادامه به اختصار یادداشت هایی از یکی از محققان -که مایلاند نام ایشان ذکر نشود- در این راستا تقدیم می شود.
⚔️ پاسخ به دعاوی خراسانی جدید (1)
از خراسانی تا بزرگترین مصلح تاریخ!
مدعی جدیدی که خود را «منصور هاشمی» نامیده؛ در عین حال که در صفحات مجازی خود به صراحت ادّعا می کند «خراسانی موعود» است؛ هر گاه با اعتراض شیعیان مواجه می شود؛ دعوی خود را انکار می کند!! نمونه ای از کلمات او:
1. «... تا کساني که به ياري مهدي راغب اند و قوّت آن را در خود مي يابند، به سوي من هجرت کنند و در نزد من به يکديگر بپيوندند، باشد که با همّت آنان زمينه ي ظهور او فراهم شود و خبري از او به ما برسد، پس به سوي او حرکت کنيم و خود را به او برسانيم؛ چنانکه از پيش نوشته شده و وعده داده شده است...» (بازگشت به اسلام، ص276)
❌با وجود تصریح به «موعود بودن» در این جا، دفتر او در پاسخ به دعوتِ برای مناظره؛ دعوی «موعود بودن» را انکار می کند!! دروغگو فراموشکار است!
2. «... کسي جز من آن را نگفت و از کسي جز من شنيده نشد. آري، پيش از من مردي از اين سرزمين برخاست و برخي از آنچه من گفتم را گفت؛ زيرا به سوي کسي دعوت کرد که مورد رضاي آل محمّد باشد، ولي او حکومت را از فرزندان اميّه گرفت و به فرزندان عباس سپرد، در حالي که فرزندان عباس مورد رضاي آل محمّد نبودند؛ پس ترسيدم که اگر به انتظار بنشينم، کسي مانند او از جايي سر برآورد و اشتباه او را تکرار کند؛ به اين ترتيب که با نام رضاي آل محمّد، حکومت را از ظالماني بگيرد و به ظالماني ديگر بسپارد؛ پس خواستم که از اين فتنه پيشگيري کنم و ميدان را از چنين کساني بگيرم؛ بل شنيدم که ندايي به باطل در غرب بلند شده است، پس خواستم که ندايي به حق در شرق بلند شود، تا تنها ندايي به باطل در جهان شنيده نشود، مبادا مسلمانان بر باطل اجتماع کنند و عذاب خداوند بر آنان نازل شود؛ چرا که حکومت تنها براي خداوند است و آن را به هر کس از بندگانش که خواهد، مي سپارد و او کسي جز مهديّ فاطمي را نخواسته که مورد رضاي آل محمّد و مورد رضاي همه ي مسلمانان است. پس به زمينه سازي براي حکومت او قيام کردم، تا عِدّه و عُدّه اي کافي براي او فراهم آورم...» (بازگشت به اسلام، ص278)
❌بر هر خردمندی روشن است که این شخص می خواهد خود را «خراسانی موعود» جا بزند که «دومین پرچم سیاه» را از «مشرق» و سرزمین «خراسان» بر می افرازد و بر خلاف «بنی عباس» حکومت را به مهدی می سپارد و مؤید به «صیحه مشرقی» است!! با این حال دفتر دروغ پرداز او برای فرار از مناظره این ادعا را انکار می کند!
3. «... آنان در صورتي که در نيّت خود خالص اند و به راستي اقامه ي اسلام را دنبال مي کنند، سزاوارترند که از سخن من پيروي کنند؛ چرا که من به چيز نيکوتري دعوت مي کنم... به هر حال، ترديدي نيست که هر کسي در اين جهان، بايد موضع خود را معلوم نمايد و همراهي با يکي از دو جبهه را برگزيند؛ جبهه ي خداوند و جبهه ي شيطان و من نخستين کسي هستم که موضع خود را معلوم ميکنم. بنابراين، همه ي کساني که در جبهه ي خداوند هستند، از منند و من از آنان هستم... و همه ي کساني که در جبهه ي خداوند نيستند، با من بيگانه اند و من با آنان بيگانه ام...» (بازگشت به اسلام، ص 170)
✅ تصریحات کتاب بیش از این است و علاوه بر آن در رسانه های مجازی، پا را فراتر نهاده و به جعل حکایات فراوان -در راستای جا زدن او به عنوان «خراسانی موعود» - پرداخته اند. این در حالی است که این شخص از سواد و شناخت کافی نسبت به منابع اسلامی ندارد و در اصول و فروع با مذهب شیعه دشمن است و افکار «سلفی» ، «بتری» ، «فلسفی» را با مشرب «قرآنیة» در آمیخته و به عنوان «اسلام اصیل» معرفی می کند.
اما جالب تر اینکه او در مدح خود می نویسد:
«مسلمانان نخستين... از خطا معصوم نبوده اند و ادّعاي عصمت نيز نداشته اند و از مسلمانان نخواسته اند که اسلام را به خاطر پيروي از آنان، رها کنند، بلکه چه بسا اگر امروز مي بودند و اين تذکّر من را مي شنيدند، خطاي خود را اصلاح مي کردند؛ چراکه بسياري شان از امر به معروف و نهي از منکر کراهت نداشتند و اگر کسي حق را به آنان مي گفت، مي پذيرفتند...» (بازگشت به اسلام، ص136)
ذهن خیال پرداز نویسنده و خوض در حیطه ای که تخصص ندارد، باعث شده؛ حقیقتاً خود را بزرگترین مصلح تاریخ بشر بپندارد؛ تا جایی که گمان می کند اگر ابوبکر و عمر و عثمان، پند حکیمانه ایشان را می شنیدند؛ خود را اصلاح می کردند!! گویی العیاذ بالله رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام و حضرت صدیقة زهراء سلام الله علیها و امام حسن و امام حسین علیهما السلام و بزرگان صحابه چون سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، حذیفة، اُبَیّ بن کعب، خالد بن سعید، جابر بن عبدالله، ابوایّوب، ذوالشهادتین و... همگی ناآگاه و یا نا توان بودند و نفوذ کلام ایشان را نداشتند تا مثلاً کودتاچیان سقیفه را نصیحت کنند!!
@gholow2
⚔️ پاسخ به دعاوی خراسانی جدید (2)
اسلام پاینده...
ما را در سایت اسلام پاینده دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 27